سپهر پورشيرازيسپهر پورشيرازي، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره

سپهره آسموني

پرنس ماماني

مادر جونم،مهربونم،تشنه بازي و خنده رقص،طوطيه من،عزيزه باهوشم،پسرك مرتبم،قربونه كمك كردن هاي كوچولوت تو خونه برم،آخه به من بگو من با اون زبون كوچولوت كه هم انگليسي حرف ميزنه ،هم فارسي چه كار كنم. دوست دارم.هيچ وقت فكر نميكردم تا اين حد دوست داشته باشم،عزيزم
4 خرداد 1392

قل ميخوره

٩٢/٣/١ پسركوچولوي من كه همه جوره به من نشون ميدي محتاج محبتي امروز با بابايي رفتيم مهدتيام براي رزرو اسمت ، بهم گفتن دير كردم،انگاري آب سرد ريختن رو سرم،دلم سوخت دلم ميخواست تو هم تو اون مهدكودك بري. نشد ديگه آقا كوچولوي من چند روز پيش من ذوق قل خوردن الينا رو كردم،و گفتم نگاه كنيد،قل ميخوره،و تو شروع كردي به خوردن ماشين ...
1 خرداد 1392

من هميشه تو سفر با تو كم ميارم

٩٢/٢/٨ الان ما مشهديم،ويلاي عمو حميد،سپهر جونم تو خيلي بداخلاقي ميكني و منو حسابي خسته كردي. زبونت تقريبا باز شده، ديشب تو خواب بالا آوردي. منم حسابي روحيه ام رو از دست دادم
12 ارديبهشت 1392