پرنس ماماني
مادر جونم،مهربونم،تشنه بازي و خنده رقص،طوطيه من،عزيزه باهوشم،پسرك مرتبم،قربونه كمك كردن هاي كوچولوت تو خونه برم،آخه به من بگو من با اون زبون كوچولوت كه هم انگليسي حرف ميزنه ،هم فارسي چه كار كنم. دوست دارم.هيچ وقت فكر نميكردم تا اين حد دوست داشته باشم،عزيزم
قل ميخوره
٩٢/٣/١ پسركوچولوي من كه همه جوره به من نشون ميدي محتاج محبتي امروز با بابايي رفتيم مهدتيام براي رزرو اسمت ، بهم گفتن دير كردم،انگاري آب سرد ريختن رو سرم،دلم سوخت دلم ميخواست تو هم تو اون مهدكودك بري. نشد ديگه آقا كوچولوي من چند روز پيش من ذوق قل خوردن الينا رو كردم،و گفتم نگاه كنيد،قل ميخوره،و تو شروع كردي به خوردن ماشين ...
براي من درست و كامل كردنه وبلاگت شده آرزو
ماماني اينقد سرم شلوغه هر كاري ميكنم ،نميتونم وبلاگتو كامل كنم، تو هر روز شاد تر از ديروز ميشوي و من بيشتر از هر روز به تو وابسته تو ميشوم
نویسنده :
مامان نرگس
4:33
خوشمزه مامان
٩٢/٢/٢٠ پسر كوچولو خوش مزه مامان،از من آب جوش ميخواستي و من نميفهميدم،نگو جوس را با آب ميوه قاطي ميكردي و ميگفتي
من هميشه تو سفر با تو كم ميارم
٩٢/٢/٨ الان ما مشهديم،ويلاي عمو حميد،سپهر جونم تو خيلي بداخلاقي ميكني و منو حسابي خسته كردي. زبونت تقريبا باز شده، ديشب تو خواب بالا آوردي. منم حسابي روحيه ام رو از دست دادم
تو خيلي باهوشي
٢٧/١/٩٢ الهي قربونه اون همه باهوشيت برم به بنفشه ها نگاه ميكني و ميگي چشم چشم دو ابرو flower



